تحلیلِ شعرهای رُزا جمالی by Rosa Jamali

رُزا جمالی (شاعر، نویسنده و مترجم) | فروردین ۱۴۰۲

زندگی و آثارِ رُزا جمالی

Rosa Jamali رُزا جمالی
شاعر، نویسنده، مترجم

***

نمایه‌ی آثار

شعر:

- این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی ( ویستار، ۱۳۷۷)

- دهن کجی به تو (نقش هنر، ۱۳۷۷)

- برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام ( آرویج ۱۳۸۰)

چاپ دوم شعربلند ابتدای کتاب ( ایهام، ۱۴۰۲)

- این ساعتِ شنی که به خواب رفته است ( چشمه، ۱۳۹۰) ( چاپ دوم: ۱۳۹۴)

- بزرگراه مسدود است ( بوتیمار، ۱۳۹۲) ( چاپ چهارم: ۱۳۹۷)

- اینجا نیروی جاذبه کمتر است ( مهر و دل، ۱۳۹۸) ( چاپ دوم: ۱۳۹۹)

(چاپِ چهارم؛ ناهونته ۱۴۰۲)

- و این چه کسی است که دو هزار سال گریه کرده است بر دامنم؟ ( گزینه ی اشعار به زبان انگلیسی) ( هند، ۲۰۱۹)

- این رسم الخط فارسی نیست (دردست انتشار)

نقد ادبی:

- مکاشفاتی در باد ( مجموعه ای از مقالات بر شعر احمد شاملو، علی باباچاهی ، نازنین نظام شهیدی، گراناز موسوی، علی عبدالرضائی، رضا براهنی، یدالله رویایی، رضا چایچی، بیژن جلالی، سید علی صالحی و ... ) ( این مقالات پیش ازین در نشریانی نظیر نامه ی کانون نویسندگان ایران، جهان کتاب، کارنامه، آدینه، بیدار، زنان، بررسی کتاب ، عصر پنج شنبه و.. منتشر شده اند.) ( نشر هشت، ۱۴۰۰)

- چند مقاله به زبانِ انگلیسی

نمایشنامه:

- سایه ( سیب سرخ، ۱۳۹۸)

ترجمه:

- دریانوردی به سمت بیزانس، گزینه‌ی اشعار ویلیام باتلر ییتس (نشر ایهام، ۱۳۹۹)

- لبه، آنتولوژی شعر انگلیسی زبان ( انتشارات مهر و دل، ۱۳۹۸)

( ویرایشِ دوم:۱۴۰۰)

- لاله ها، ده شاعرِ زن ( ایهام، ۱۴۰۰) (چاپِ دوم ۱۴۰۲)

- زبان منشوری ست، گزیده‌ی اشعار امیر اور (نشر مهر و دل، ۱۳۹۹)

( چاپ دوم: ۱۳۹۹)

- فردا و فردا و فردا،صد قطعه از ویلیام شکسپیر

( نشر ایهام، ۱۴۰۰)

(چاپ دوم، ۱۴۰۲)

- درخت کاج، هانس کریستین آندرسن

( نشر ترنجستان، ۱۴۰۰) (چاپِ دوم، ناهونته ۱۴۰۲)

(چاپ دوم: نشر ناهونته ۱۴۰۲)

- شن و زمان، امیر اور ( نشر هشت، ۱۴۰۰)

- زنبقِ وحشی، لوئیز گلوک (نشر ایهام، ۱۴۰۱) (چاپِ دوم، ۱۴۰۲)

-زنی که همیشه هست، گزینه‌ای از آثارِ دوروتی پارکر (ترنجستان،۱۴۰۱)

(چاپ دوم: نشر ناهونته ۱۴۰۲)

- کلمات، سیلویا پلات ( نشر ثالث: چاپ دوم ۱۴۰۱)

- پسرِ کُنگو، یک داستانِ عامیانه‌ی آفریقایی؛ بازنویسیِ مولی کلارک (ناهونته، ۱۴۰۲)

- زمینِ سوخته، گزینه‌ای از شعرهای تی. اس. الیوت (نشر ایهام، ۱۴۰۲)

- ترجمه ی انگلیسی خانه‌ی ادریسی‌های غزاله علیزاده

رمان:

زندانیِ دره‌ی یمگان

فیلمنامه:

سیاهکل

رُزا جمالی متولد ۱۳۵۶ در شهرِ تبریز؛ او دانش آموخته‌ی کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران است. اولین کتاب خانم جمالی «این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی» در سال ۱۳۷۷ طرحی نو درافکند. این کتاب پیشنهادات تازه‌ای را برای شعر فارسی به ارمغان آورده بود. طرح‌هایی چون چندصدایی، چندزبانی، لحن‌های متفاوتِ گفتاری، بازسازیِ استعاراتِ مرده ، کشفِ نشانه‌ها در زندگی روزمره، نوسازیِ واژگان، استفاده از فارسیِ متداول، الگوی‌همنیشنی کلماتِ دور از ذهن ، هنجار شکنی و آشنایی زدایی ، دوری از کلیشه‌های متداول هزارسال شعر فارسی، دستکاری در نحو جملات، شکستن قراردادهای فرسایشی، جا به جایی معیارها و ... عباراتی که قطعه قطعه می‌شدند و کلاژگونه کنار هم قرار می‌گرفتند. شاعرِ «دهن کجی به تو» طیفی از سبک‌ها را مورد دست آزمایی قرارمی‌دهد: فرمالیسم، سورئالیسم، فوتوریسم، اکسپرسیونیسم، ایماژیسم (تصویرگرایی)، سمبلیسم (نمادگرایی) ، شعرزبان و... . بازی‌های زبانی ، ایجاد نوعی وزن که از شعر محاوره برآمده یا از بحر طویل و زبان پیچان‌های کودکان گرفته شده ، سطرهایی گاه بسیار بلند و مطنطن و گاه بسیار کوتاه و تک بخشی با یک ضرب ، ردیف و قافیه، عالم مقال گاه کاملا ادبی‌ وفاخر، گاه عام و گفتاری و صمیمی، ذهنیتی که می‌تواند زنجیره‌ی بی پایانی از دلالت ها را خلق کند و خواننده را بدجور گیج کند، به تله بیاندازد و دستِ او را برایِ تاویل و تفسیرهای متناقض باز بگذارد.

کتاب «برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام» که در سال ۱۳۸۰ توسط نشر گیو و آرویج منتشر شد ۱۳۰ صفحه دارد.در منظومه‌ی پنجاه صفحه‌ای ابتدایِ کتاب با شعری نمایشی و چند صدایی روبرو هستیم که گاه با زنِ داستان بوف کور گفتگو برقرار می کند و یا زنانی از گذشته را فرا می‌خواند. قهرمانان زنی که مسلط به روزگار خود شده‌اند و با خلق این «خود» نمایشی زمانه‌ی خود را عوض کرده‌اند. این منظومه خشونت و ستم بر زنان را دستمایه‌ی جدالی نمایشی قرار داده است. گونه‌های ادبی درهم می‌آمیزد و روایت مابین نمایشنامه، شعر نمایشی و داستان جنایی در رفت و آمدست. روایتی از قطعه‌ قطعه شدن و قطعه قطعه کردن- فاعلیت یا مفعول بودن، قطعاتی به سبک همسرایان در ادبیاتِ نمایشی یونان باستان، مده‌آ که در پاسخ به خیانت همسرش و جامعه قیام می‌کند و یا آنتیگونه که نمی داند جسد برادرش را کجا خاک کند، مهم ترین دغدغه‌ی او این روایت است. روایتِ این همه سنگدلی که بر این زن رفته و نمی خواهد که به فراموشی سپرده شود؛ شعر بسیار دراماتیک نوشته شده است و در کشمکش‌های درونی و بیرونی شخصیتِ اصلی اتفاق می‌اقتد جائیکه اوج و فرود کلام در سبک وتمهیدات تنیده می‌شود. استفاده از لحنِ نمایشی و تکنیک‌های نمایشنامه نویسی، متن را به نخستین الگوی شعر نمایشی در زبان فارسی بدل کرده‌است. نوشتن با رها سازیِ ذهنی صداها و چند راوی و چند صدا و ضرب و گفتار، درهم آمیختگی سوژه و ابژه، ذهنیت و عینیت که چرخه‌ی ارتباطات بینامتنی را رقم می‌زند و به متون و شخصیت‌های دنیای کهن نقب می‌زند، نقل قول‌های کتاب مقدس را به زبانی دیگر می‌نویسد و در روایت اساطیر زاویه دیدِ تازه‌ای خلق می‌کند.

در دفترِ آخر«من با پسر نوح قراری داشتم؛ سر قرار نیامد، با این مردمان کور چه کنم؟» تلمیحاتی به تورات دیده می‌شود که شاعر خودش را به جای شخصیت‌های کتاب مقدس می گذارد: زلیخا و صفورا و ایوب ... و راویِ دوباره‌ی آن‌ها می‌شود در دنیایی که بسیار دور از فضای کتاب عهدِ عتیق نوشته می‌شود و او از چرایی و چگونگی این جهانِ «دون» سوال می‌پرسد.

«این ساعت شنی که به خواب رفته است» معطوف به عرفان مدرن و اشیاء است؛ بی‌واسطه نویسی و شهودی بودن لحظات کشف و مکاشفه مورد تحسین منتقدان بوده است. شاعر با سوال به پدیده‌ی مرگ نگاه می‌کند: شعر «زوایای این قاب» که انگار بازخوانی رباعیِ وهیچ انگاری خیامی ست، چهار سطر دارد و به زمان و زندگی دریغ می‌اندازد، پرسشگرست و معماساز و ایهام و ایجاز از ویژگی های بارز آنست. بازیِ نورها در تمامِ شعرها دیده می‌شود، راوی شعر راهیِ دنیایی اشراق گونه است اما تنگناها او را باز می‌دارد گوینده‌ی شعرمدام بیمار می‌شود و از تن و کالبد به ستوه آمده است: سردرد و سرگیجه و کم‌خونی و بینایی‌اش که در حد کوری توصیف می‌شود. به جهان گیاهان پناه می‌برد تا چاره‌ای بیابد اما بی‌فایده ست انگار سلول‌های سرطانی مدام تکثیر می‌شوند و مرگی محتوم او را از طی کردن مسیر به سمت آن عالم آرمانی باز می‌دارند. مار و عقرب و عنکبوت پیکر نحیف و بیجانِ او را اشغال کرده‌اند و هستی به سمتِ عدم پیش می‌رود. جدالِ نور و تاریکی رگه‌هایی از فلسفه‌ی اشراق را به ذهن متبادر می کند، همچنین کند و کاوی‌ست در طبیعت، زمین و زیست‌بوم‌ و جنگل و دشت و صحرا را می‌پیماید و گیاهان را می‌نوشد و بیشه‌ی مقدسی را پرستش می‌کند. سالکی‌ست که از جهان مصنوع و صنعتی به باغ و بهشت رهسپار می‌شود اما در انتها آن جهان مینوی را که جستجو می‌کند نمی‌یابد چرا که به جای آن به گورستانی رسیده است و تنها در این نیستی‌ست که جاودانه می‌شود پس چه بهتر که به حیات وحش و لاشخوران و مور و موریانه و مار و کرم‌های زیرِ خاک نقب بزند.

گزینه‌ی اشعار رُزا جمالی «بزرگراه مسدود است» / انتشارات بوتیمارکه به چاپِ پنجم رسیده است کتابی‌ست برای همه‌ی فصول، گستره‌ای از سبک‌ها و حرکت‌ها و جنبشهای شعری را پیش‌روی مخاطب قرار می‌دهد.

«شهرِ ممنوعه» توصیف شهر تهران و نمادها و نشانه‌هایی‌ست که در شهر گنجانده شده است. راویِ شعر زنی‌ست که از زندگی سراسیمه در این شهر به تنگ آمده و عبور و مرور شهری، ساختمان سازی، آلودگی هوا، آلودگی صوتی و ضربآهنگ تند شهر را به شکلی سرگیجه آور روایت می‌کند و باز از بیماری‌ِ فرساینده‌ای شکوه می‌کند و اینکه دارد در چرخه‌ای شتابگون به خطِ پایان می‌رسد که این ضرب آهنگ را نمی‌تواند تاب بیاورد.

در «این رسم الخط فارسی نیست» به نظر می‌رسد که تاریخ و روایت را موردِ استناد قرار داده است و از اساطیر ایرانِ باستان موضوع می‌گیرد؛ چون دیرینه‌شناسی سنگ و نقش و غار و مراسمی آئینی را با لحن و ادبیاتی حماسی توصیف می‌کند. انگاره‌هایی که از دل کهن‌الگوهای گیاهی- جانوری بیرون کشیده شده و چرخه‌ی حیات کهن را تشکیل می‌دهد : «علف هفت بند» / «سرخس»/ «به خطِ سریانی نوشتم» . شماری از قطعات با مکاتبِ جدید تاریخ‌گرایی قابل واکاوی هستند چراکه راوی و صدا را در حماسه‌ای کهن از نو می‌زاید تا به شخصیت‌های بی‌صدای جهان باستان صدا بدهد. تاثیرمتونی چون شاهنامه، گیلگمش، ریگ ودا، رامایانا، مهابهاراتا، اوستا، تلمود، تورات، آموزه‌های مانی و بودا و زرتشت، ایلیاد، اودیسه، بئووولف، بهشتِ گمشده و بازیافته‌ی میلتون، دوزخ دانته، عاشقانه‌های مصرباستان و سروده‌ها و نیایش‌های کاهنان سومری بر«این رسم الخط فارسی نیست» به وضوح دیده می‌شود.

نمایشنامه‌ی «سایه» تلفیقی ست ازعناصر نمایش پوچگرایانه با داستان پردازی جنایی که به دنیایِ روانکاوانه‌ی زنِ امروز می‌رود؛ دو زن که در جستجوی هویت خود به جدالی بی‌پایان کشیده می‌شوند. این نمایشنامه از سوی «انتشارات سیب سرخ» منتشر شده است: «تا به حال یازده زن که چهره‌ای شبیه قاتل داشته اند دستگیر شده اند و اینکه پلیس در جستجوی زنانِ دیگری ست. همه‌ی این زن ها کاملا شبیه هم هستند. نمایشنامه با پناه بردن زنی به یک پناهگاهِ ساکت آغاز می‌شود: اتاقی ساده با اندک اشیائی روی میز. چندی نمی گذرد که زن دیگری هم درست به همانجا پناه می آورد. زنی که درست مشخصات زن پیشین را دارد با چهره‌هایی یکسان و اغراق شده و ملبس به لباسی بلند و سیاه. آنها در یک روز به دنیا آمده‌اند و یک نام دارند، این دو در چالشی که با هم برقرار می‌کنند در جستجوی هویتی هستند که نامعلوم است، هویتی که برای به دست آوردنِ آن ناچار به تخریب دیگری هستند، در پایان نمایش این دو زن یکدیگر را به قتل می رسانند اما در صحنه‌ی پایانی زن سومی که کاملا شبیه به دو زن پیشین است تکه روزنامه‌ای را در سطل کنار میز می یابد حاکی بر این که پلیس تا کنون سیزده زن که کاملا شبیه به هم بودند را دستگیر کرده و دو زن ازین تعداد مرده پیدا شده اند.» منتقدانِ زن-محور درین اثر نگرش انتقادیِ نویسنده نسبت به کلیشه‌های جامعه‌ی مردسالار و سنتی را ستوده‌اند.

از خانم رُزا جمالی صد‌ها مقاله، ده ‌ها گفتگو و چندین دهه سخنرانی‌ در دانشگاه‌ها و جشنواره‌ها وخانه‌های فرهنگ در شرح چیستی و چگونگی نظریه و بوطیقای شعریِ او در کتابخانه ملی، مرکز اسناد و آرشیوهای صدا به فارسی وانگلیسی در دسترس است چنانچه در گفتگوها و سخنرانی‌هایش با رویکردهای مختلفی نظریاتش را می‌پرورد: فرمالیستی، ساختارزدایانه، خواننده محور، فمینیستی، زیست-بوم گرایانه و پسااستعماری... مقالاتِ او که بیشتر در سال‌های پایانیِ دهه‌ی هفتاد نوشته شده‌ بودند در آن هنگام در نشریاتی نظیر نامه‌ی کانون نویسندگان ایران، جهان کتاب، آدینه، کارنامه، عصرپنج شنبه، بیدار، بررسی کتاب، معیار، دنیای سخن و... بسیار پُرطرفدار بودند و بعدتر توسط نشر هشت در کتابی به نام «مکاشفاتی در باد» به شکلِ منتخبی دستچین شده منتشر می‌شوند. در«مکاشفاتی در باد» به روایتِ تک صدایی درادبیاتِ فارسی انتقاد می‌کند و راوی دانای کل مطلق را به چالش می‌کشد به طرح مسئله‌ی استحاله‌ی سوژه و ابژه می‌پردازد: درهم ریختن ذهنیت و عینیت / دنیایِ بیرون و درون و مسائلِ بسیار شعر امروز فارسی را به پرسش می‌کشد.

این شاعر پُرآوازه‌ی جهانی به ترجمه‌ی شعر امروز و کلاسیک جهان نیز پرداخته است. بیش از پانزده جلد کتاب‌ از ترجمه و بازسرائی بهترین و درخشان‌ترین شعرهای امروز و دیروز: جوزف برادسکی، آلن گینزبرگ، ویلیام باتلر ییتس، ویلیام شکسپیر، سیلویا پلات، والت ویتمن، تی. اس. الیوت، تد هیوز، آدرین ریچ، راجر مگاف، لوئیز گلوک، ناتاشا ترتوی، دوروتی پارکر، جان اشبری، لانگ فلو، رابرت فراست، آدرین ریچ، هیلدا دولیتل، استیوی اسمیت، ادیت سیتول، ازراپاوند، راپرت بروک، اما لازاروس، امیلی دیکنسون ، امیر اور و... .

سخنرانی در کتابخانه‌ی ملی بریتانیا، حضور در کتابخانه‌ی کنگره‌ی آمریکا و مراکز مطالعات زبان فارسی در آمریکا، شرکت درکانون‌های شعر و داستان در ایالات متحده و تدریس ادبیات خلاقه به زبان انگلیسی در آکادمی هنر استکهلم، شعر خوانی و تقدیرِ بین‌المللی در جشنواره‌های هند، بنگلادش، سوئد، هلند، آلبانی، لهستان، کلمبیا، ترکیه و ... گواهی‌ست که رُزا جمالی در بسیاری از رخدادهای فرهنگیِ مهم جهان درخشیده است.

شعرِهای خانم رُزا جمالی به بیشتر از بیست زبان‌ ترجمه شده است: انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، ترکی، عربی، بنگالی، هندی، چک، سوئدی، آلمانی، اسپانیایی، اسپرانتو، کردی، اسلوانی، ویتنامی، رومانیایی و... و در معتبرترین نشریات و آنتولوژی‌های ادبی مطرحِ جهان موردِ تحسین قرار گرفته‌است. بسیاری او را با رابیندرانات تاگور مقایسه کرده‌اند که شاعری‌ست که خودش شعرهایش را به انگلیسی برگردانده است و این دوزبانه بودن آثارش را در صدر شاعران قاره‌ی آسیا نشانده است. گزیده‌ای از اشعارش به انگلیسی در هند با عنوان «و این چه کسی ست که دو هزار سال گریه کرده است بر دامنم؟» منتشر شده است.

در میان مترجمان قابل ذکر دیگری که آثارِش را مورد توجه و ترجمه قرار داده‌اند می‌توان به نامِ فرانکلین لوئیس، ایران شناس ومترجم نامی مولانا و دیک دیویس، مترجم و شاهنامه‌شناسِ برجسته‌ی بریتانیایی اشاره کرد.

شعرِ رُزا جمالی با پیشنهادهای فراوانش تاثیری آشکار بر بوطیقای ادبی امروز نهاده و با عطف به تنوعی که پیش چشمان یک فارسی زبان قرار می‌دهد منجر به پیدایشِ جنبش‌هایی در شعر معاصرِ فارسی شده که نسلی از جوانان و زنان وامدار آن هستند.
رُزا جمالی را یکی از گزینه‌های «جایزه‌ی نوبلِ ادبیات» در سال‌های پیشِ رو می‌دانند.

زنی که ادبیاتش بر مرده‌ریگِ میراث کلام وتبارِ یهودی‌اش بنا شده اما تنها او را با نام خانوادگی ناپدری‌اش می‌شناسند؛ خانواده‌ی پدری او روس، یهودی، خداباور و آموزگاران تلمود و تورات بودند و ازسلسله‌ی مادری به یهودیان بخارا می‌رسند که با پناهندگان یهودی هولوکاست در ایران پیوند خانوادگی داشتند.

rosajamali@gmail.com

مطالعات ادبی

 

- اتاقِ تاریک / در خوانش شعرهای رُزا جمالی / گزینش و گردآوری: رضا شالبافان / چاپ دوم: نشر ناهونته ۱۴۰۲

- ویژه‌نامه‌ی رُزا جمالی در صدایِ لیراو/ به کوششِ حمیدرضا اکبری‌شروه / کتابِ هرمز ۱۴۰۱

- مقالات و پایان نامه‌ها

جشنواره‌ی شعر استانبول

کتابخانه ملی بریتانیا

جشنواره‌ی شعر گوتنبرگ، سوئد

رزا جمالی از برجسته‌تربن شاعران بینال شعر آسیا در هند

با ینی توندال شاعر سوئدی و مترجم اشعارش به زبانِ سوئدی در استکهلم

برنده‌ی جایزه‌ی کی.ام.آنترو در هند به خاطر نمایشنامه‌ی «سایه»

منبع: وبسایت‌های رسمی، کتابخانه ملی و اسناد رسمی مکتوب ایران، مطبوعاتِ کشور

تنها ساکن این خانه قرقی غمگینی ست/ شعری از رُزا جمالی

تنها ساکن این خانه قرقیِ غمگینی ست
شعری از رُزا جمالی



بست نشسته ام وُ گلبول های خونم فرار می کنند
شرطی شده است خاطراتم
پوچ شده ام
و به حراجم گذاشته اید.

مردی که روی پلک هایم سنگینی می کرد


تمام نمی شوی، دیگر تمام نمی شوی
همه‌ی آینه‌ها یک جور نشانم می‌دهند
روی من دری را بسته‌اند
و سنگریزه در آب می‌غلتد
دست تنها و پا برهنه
روز مسطح است.


بد خواب شده ام
بخشی از حافظه‌ام را دزدیده‌اند
زخمی‌ام
وکسی نمی داند!
بر تشتی بزرگ نمک می‌ریزند
روز مریض است
نبض ام را گرفته‌ای
وَ من
خاطره‌ای شده‌ام که به رگ‌های تو پیوسته‌ام

خسته‌ام
دیگر اگر بر طبل هم بکوبید در گوش من صدایی ندارد

تنها ساکن این خانه قرقی غمگینی ست.